اگر به اثر یا چیزی برخورد کنیم که 100 سال کمتر و بیشتر قدمت داشته باشد آنرا تاریخی می خوانیم. اگر قدمت آن به 1000 سال برسد از اهمیت بالاتری برخوردار میگردد، اگر آن اثر 2000 سال یا بیشتر قدمت داشته باشد برای ما ارزش و اهمیت دو چندان مییابد و نشان از پشینه ما می دهد.
پارسه (تخت جمشید) با قدمتی 2500 ساله با آن سنگهای بزرگ پیکر، ذوق و سلیقه اندیشه و دست ایرانی که اکنون بقایای اندکی از آن شکوه کاخها، سنگها و نقش برجسته های زیبا بر جای مانده و عواملی مانند گذر زمان، دشواریهای روزگار، دشمنیها، آفتاب وباران و.... همه و همه، دست بدست هم دادند تا آن سنگهای خارا و درشت پیکر را آهسته، آهسته فرسوده نمایند.بنابراین وقتی سخن از اثر یا موجودی به میان می آید که بیشتر از 3000 سال در برابر آفتاب و باران، سرما و گرما، گذر زمان، زنده و تندرست با قامتی بلند همچنان پا برجاست جای بسی شگفتی دارد...
موجود زنده ای که می خواهیم از آن سخن بگوییم چند هزارسن دارد. نقش آن در نگاره های پارسه (تخت جمشید) به چشم می خورد که نشان از سپندینه (مقدس)بودن آن می دهد و نمایانگر اندیشه ی ژرف و درست پیشینیان ما است. بله درخت سرو، درختی که نمادیست گره خورده و در هم آمیخته با اندیشه ایرانی. در برابر گزند روزگار و تند بادهای سهمگین پایدار است،راست قامت است و سر سبز و عمری بسیار طولانی دارد.درخت سرو ازتعلق ها آزاد و رهاست و نشان از آزادگی آن دارد. خزان ندارد و سرسبزی همیشگی اش نشان از خرمی و شادی پایدار ایرانی می دهد.

بله بی دلیل نیست که اندیشه ی سبز ایرانی، سرو را نمادی مقدس و قابل احترام میدارد . یکی از این درختان کهن سال، سرو «قلعه سروستان» است که در اطراف شهرستان باغملک در استان خوزستان جای دارد. قلعه ی «قلعه سروستان» خود نیز در زمره ی آثار تاریخی جای می گیرد و دژی است که به سختی قابل دسترسی می باشد. همچون قلعه ی الموت تنها از یک راه دشوار قابل دسترس می باشد و روبرو و اطراف آنرا دره، پرتگاه و رودخانه در بر گرفته. البته از این دژ جز چند دیواره ی مخروبه و تکه سنگهای مربوط به قلعه چیز دیگری بر جای نمانده. رودخانه ای هم که پیرامون این دژ و درختان سرو نزدیک به آن قرار دارد چند سالیست که به علت خشکسالی و کم آبی رو به خشکی نهاده و آب آن اکنون ناچیز است. وجود قلعه، باغهای میوه، چشمه های آب، سروهای کهن سال این منطقه از نگاه تاریخی، طبیعی و گردشگری در خور توجه ویژه می باشد.
یکی از درختان سرو این منطقه چند هزار سال سن دارد با تنه ای یکپارچه و زیبا، با بلندای بیش از 20 متر. این درخت پیر سبز، نیاز به کمک و یاری خاص ندارد و همینگونه که هزاران سال توانسته از سختیها و دشواریهای روزگار بسلامت گذر کند باز هم می تواند به زندگی خود ادامه دهد.
اما بایسته است سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان، سازمان حفاظت محیط زیست، منابع طبیعی و دیگر سازمانهای مربوطه بعنوان متولیان این امر هر چه زودتر نسبت به ثبت این اثر بسیار ارزشمند طبیعی در فهرست آثار طبیعی کشور شتاب نمایند تا خدای ناکرده، کژ اندیش یا بدخواهی به هر دلیل و بهانه ای مانند ساختن خانه، راه، جاده، استفاده از چوب و.... قصد از میان بردن این پیر کهن سر سبز که به راستی بخشی از گنجینه های طبیعی و زنده بر جای مانده از دوران کهن سرزمینمان و در زمره میراث ملی ما بشمار می آید به نابودی کشیده نشود.
همچون سرو کاشمر که به دست متوکل عباسی از سر بغض و دشمنی اش به درخواست و خواهش مردم که برای آن درخت احترام و قداست ویژه ای قائل بودند توجه نکرد و برای تحقیر، کوچک شمردن و توهین به باورهای مردم این سرزمین دستور داد آن سرو را تکه تکه نمایند و چوب آنرا برای ساختن کاخی به بغداد منتقل کنند. اما فرشته ی مرگ پیش از رسیدن چوبها به بغداد بر سراو آمد و جان آن کژ اندیش بدخواه راستاند.
گویا در سالهای گذشته نیز یکی از درختان سرو «قلعه سروستان» قطع شده است.تنهانمونه این سرو با قدمتی مشابه، در ابرکوه وجود دارد که مانند سرو «قلعه سروستان» همچنان تنو مند، سرسبز، زیبا و خوش قامت پابرجاست.می توان گفت این درختان سرو کهن سال، پر عمرترین موجودات زنده روی کره ی زمین می باشند.
نویسنده:فرهاد رهبری
نوشته وابسته:
سفر به دیار کهن (3) - قلعه سروستان - باغملک - خوزستان











