سفر به ديار كهن(2): روستاي پامنار (شهيون- دزفول)
گاهي با خود مي گويم سدها چه ويرانگرند، مدفن زيبايي هاي هزاران ساله مان؛ با اين وجود نمي توان چشم ها را بي دريغ كرد از درياچه هاي آبي آرام پشت سدها، نمي توان نديد آنگاه كه برگرده شان، روستايي، عروس آسا خودنمايي مي كند.پامنار شهيون[1] يكي از عروسان مشرف بر اين درياچه هاست كه با نوگلان پر طراوتش ايستاده تا بنوازد زخم هاي دود گرفته از شهرهاي بي هدف رشد يافته مان را؛عروس سبز پامنار چنان بر روح آبي درياچه و آسمان لانه كرده است كه پروازت مي دهد بال در بال مرغان نغمه سازش؛...ادامه















